پیش‌آهنگان زیتون

0
2

 سال‌هاست لنز دوربین‌های بین‌المللی، ضاحیه و جنوب لبنان را تنها از قاب دود، باروت، سازه‌های بتنی و رژه‌های نظامی فریز کرده‌اند. این زاویه دید تقلیل‌گرایانه، چشم رسانه‌ها را روی یک واقعیت جامعه‌شناختی خیره‌کننده بسته است: حزب‌الله پیش از آنکه یک تشکیلات بازدارنده نظامی باشد، یک زیست‌بوم عمیق فرهنگی و اجتماعی است که موفق شده سبک زیست، هویت جمعی و فراغت روزمره نسل‌های متوالی را در پیچیده‌ترین و متکثرترین جامعه خاورمیانه بازتعریف کند.

مشتلق به نقل از آگاه: در میان انبوهی از ساختارهای ناپیدای این جامعه پویا، نخستین مواجهه با این نرم‌افزار تربیتی نه در پایگاه‌های زیرزمینی، بلکه در دامنه‌های سرسبز جبل‌عامل رخ می‌دهد؛ جایی که هزاران دختر و پسر خردسال و نوجوان با دستمال‌گردن‌های ابریشمی، در قالب یک جنبش پیش‌آهنگی مدرن، مشق زندگی، هویت و مقاومت می‌کنند. این بازخوانی، گشودن نخستین دریچه به هزارتوی فرهنگی ناگفته‌ای است که ستون‌های نامرئی این جغرافیا را سرپا نگه داشته است.

اگر در یک بعدازظهر جمعه بهاری در پارک‌های بیروت، بوستان‌های نبطیه یا تپه‌های اقلیم‌التفاح قدم بزنید، تصویری که می‌بینید در هیچ‌یک از کلیشه‌های مرسوم خبرگزاری‌های غربی نمی‌گنجد: گروه‌های منظم دختران و پسران هفت تا ۱۷ ساله با لباس‌های فرم اتوکشیده، دستمال‌گردن‌های مرتب بسته شده با گیره‌های دست‌ساز چوبی، کوله‌پشتی‌های استاندارد کمپینگ، سوت‌ها و پرچم‌های کوچک نشان‌دار. آنها نه در حال مانور تسلیحاتی هستند و نه شعارهای خشن سر می‌دهند؛ یکی در حال گره زدن طناب با تکنیک‌های پیشرفته ملوانی است، دیگری قطب‌نما را تراز می‌کند تا جهت شمال مغناطیسی را در نقشه عوارض‌نگاری بیابد و گروهی دیگر با خنده‌های کودکانه چادر نجات هلال‌احمر برپا می‌کنند.
اینجا صحن پویای «جمعیه کشافه المهدی (عج)» است؛ بزرگ‌ترین گروه مدنی کودکان و نوجوانان در لبنان. برای درک اینکه چرا جامعه شیعی لبنان در اوایل دهه ۱۹۸۰ (دقیقا در کوران اشغالگری رژیم صهیونیستی و بحران جنگ‌های داخلی) به سمت تاسیس پیش‌آهنگی رفت، باید حافظه تاریخی این سرزمین را ورق زد. در جامعه‌ای که هویت فرقه‌ای و احزاب گوناگون هر روز جوانان را به سمت بی‌هدفی و سردرگمی نسل جنگ یا غرب‌زدگی مقلدانه می‌کشاندند، کشافه در سال ۱۹۸۵ (۱۳۶۴ شمسی) به ثبت رسمی رسید تا مانع تغییر هویتی نسل بعد شود. طراحان این ایده به جای نفی متدهای جهانی، شجاعانه به سراغ سنت کهن پیش‌آهنگی بین‌المللی رفتند. آنها فرم استاندارد جهانی را گرفتند، اما روح آن را با معنویت بومی، کرامت انسانی و زیست‌شناسی اجتماعی لبنان پیوند زدند.

فرم غربی در خدمت معنای شرقی
بزرگ‌ترین پرسش ژورنالیستی و هویتی در مواجهه با کشافه المهدی این است: در کشوری مثل لبنان که به «عروس خاورمیانه» و تقاطع مدهای پاریسی و فرهنگ مصرفی شهرت دارد، چرا یک کودک یا نوجوان لبنانی باید از گروه‌های پیش‌آهنگی فرانسوی‌زبان، لاییک و بی‌دغدغه چشم بپوشد و جذب تشکیلاتی شود که صبغه مذهبی و مقاومت دارد؟
پاسخ در مهندسی فرم و محتوا نهفته است. کشافه هرگز فرزندانش را میان «تجدد و نشاط» و «ایمان و استقامت» مخیر نکرد. پیش‌آهنگ کشافه احساس عقب‌ماندگی تکنیکی نسبت به همتایان اروپایی خود ندارد. نظام رتبه‌بندی سنی در کشافه چنان با ظرافت روان‌شناختی چیده شده که کودک در هر مقطع با نمادها، نشان‌های شایستگی و هویت منحصربه‌فردی مواجه می‌شود:
* رده سنی خردسال (هفت تا ۱۱ سال) با عنوان «براعم» (شکوفه‌ها) برای دختران و «اشبال» (شیربچگان) برای پسران، تمرکز بر بازی، روان‌خوانی قرآن، یادگیری کارهای گروهی و مراقبت از گل و گیاه دارد.
* رده نوجوان (۱۲ تا ۱۴ سال) تحت نام «زهرات» (گل‌ها) و «کشاف»، وارد فاز یادگیری مهارت‌های بقا در طبیعت، جهت‌یابی در شب، ستاره‌شناسی، امداد اولیه و اخلاق شهروندی می‌شوند.
* رده جوان (۱۵ تا ۱۷ سال) به نام «مرشدات» و «جواله» (رهروان)، به بلوغ فکری، مسئولیت‌های سخت اجتماعی، امدادرسانی در بلایای طبیعی، کارهای خیریه و خودسازی معنوی می‌رسند.
این نشان‌های شایستگی که روی آستین بچه‌ها دوخته می‌شود (از نشان «امدادگر ماهر» و «نجار طبیعت» گرفته تا «حافظ نهج‌البلاغه» و «برنامه‌نویس جوان») به کودک مدرن لبنانی حس دیده ‌شدن و تشخص می‌دهد؛ نیازی بنیادین که خانواده‌های پرمشغله و مدارس شلوغ قادر به تامین آن نبودند.

موسیقی، نشاط و معجزه سرود
برخلاف تصویری که محافل تندروی سلفی یا نگاه‌های متحجر از تربیت دینی ارائه می‌دهند، کشافه المهدی موتور محرک نشاط هنری و موسیقی در میان شیعیان لبنان بوده است. موسیقی نظامی و ریتمیک، گروه‌های حرفه‌ای طبل‌نوازی و ترومپت، کرال‌های چندصدایی و سرودخوانی خیابانی، بخش جدایی‌ناپذیر آموزش‌های کشافه است. سال‌ها پیش از آنکه پدیده سرود «سلام فرمانده» مرزهای جهانی پیدا کند، کشافه ده‌ها سرود سمفونیک و حماسی فاخر با نوازندگی سازهای بادی و برنجی را به خیابان‌های بیروت آورده بود.
دختران محجبه با یونیفرم‌های شکیل و باوقار و پسران آراسته، در مارش‌های شهری به نواختن سازهای کوبه‌ای و بادی می‌پردازند؛ آیینی که مرزهای مذهبی را درهم می‌شکند. بارها دیده شده است که در عید پاک مسیحیان، گروه‌های موسیقی و امداد کشافه برای تبریک و خدمت‌رسانی وارد محلات مسیحی بقاع یا نبطیه می‌شوند و با هدایای نمادین، احترام جامعه متکثر لبنان را برمی‌انگیزند. این هنر هم‌افزا نه تنها هویت فردی را صیقل می‌دهد، بلکه از کشافه یک برند بصری محبوب و تمیز ساخته که خانواده‌ها با افتخار عکس فرزندانشان با لباس کشافه را روی طاقچه خانه‌ها می‌گذارند.

محیط‌زیست و درخت‌کاری به مثابه نبرد هویتی
یکی از خلاقانه‌ترین مدل‌های تربیتی کشافه، پیوند دادن امر قدسی جهاد با طبیعت‌دوستی و محیط‌زیست است. در مرام‌نامه کشافه، زمین و خاک وطن امانت الهی است. اعضای این سازمان سالانه ده‌ها هزار اصله نهال زیتون و سرو در مناطق آسیب‌دیده از بمباران‌ها و مناطق کم‌درخت جنوب می‌کارند.
اردوهای تابستانی آنها در دل جنگل‌های دره بقاع و بلندی‌های صفی، صرفا کلاس تئوری دینی نیست؛ آموزش تفکیک پسماند، پاک‌سازی سواحل مدیترانه از زباله‌های پلاستیکی، اطفای حریق‌های فصلی مراتع جنوب و یادگیری کشت پایدار است. نوجوانی که یاد می‌گیرد برای یک نهال زیتون ماه‌ها زحمت بکشد، هرگز در بزرگسالی خاکش را ارزان نمی‌فروشد. مقاومت برای او از فرمول‌های خاکستری سیاسی خارج شده و تبدیل به یک عشق ارگانیک به بوته‌های پونه کوهی، سنگ‌های صخره‌های جبل‌عامل و ریشه‌های زیتون می‌شود؛ این دقیقا نقطه جادویی تربیت کشافه است: ملی‌گرایی در آغوش ایمان.

نسل بعد از کجا می‌آید؟
برآوردها نشان می‌دهد جمعیت فعال کشافه المهدی در لبنان از مرز ۸۰ هزار نفر عبور کرده است و بیش از نیم‌میلیون لبنانی تجربه فارغ‌التحصیلی از این ساختار را در کارنامه دارند. این یعنی یک شبکه تنومند و لایه‌به‌لایه اجتماعی. اما اشتباه بزرگ تحلیل‌گران نظامی غرب این است که می‌پندارند کشافه، پادگان آموزش چریک است.
واقعیت میدانی و ساختاری نشان می‌دهد کشافه در اصل کارخانه تولید «شهروند الگو» است. کسی که از دالان چندساله کشافه عبور می‌کند، لزوما اسلحه به دست نمی‌گیرد؛ او تبدیل به یک پزشک متعهد در بیمارستان رسول اعظم(ص)، یک مهندس زبده در طرح‌های عمرانی، یک ژورنالیست جسور در رسانه‌های منطقه یا مادری تحصیلکرده و مدیر در مدیریت محلی می‌شود. البته اگر روزی آتش تجاوز به خانه او برسد، همان آموزش‌های بقا، نقشه‌خوانی، امداد و نظم تشکیلاتی از او رزمنده‌ای غیرقابل شکست می‌سازد؛ اما پیش از آن، او یک شهروند منضبط، مسئولیت‌پذیر و جامعه‌گراست.

الگویی از دل خاک برای آینده
تجربه کشافه المهدی به ما یادآوری می‌کند که مقاومت یک پدیده بتنی و سخت نیست؛ مقاومت یک هنر تنیده در بافت زندگی است. حزب‌الله سال‌ها پیش فهمید که نبرد نهایی در اتاق‌های فرماندهی ارتش‌ها رقم نمی‌خورد، بلکه در سرفصل‌های پر کردن اوقات فراغت، در فرم بازی‌های کودکی و در ملودی سرودهایی که بچه‌ها زمزمه می‌کنند شکل می‌گیرد. پیش‌آهنگی مدرن در جنوب لبنان، الگویی موفق از بومی‌سازی یک پدیده مدرن غربی بدون هضم‌ شدن در فرهنگ لیبرال بود.
این تجربه نشان می‌دهد که چگونه می‌توان برای دختر هفت ساله تا جوان ۱۸ ساله برنامه‌ای جذاب، آبرومند و پرنشاط داشت؛ مدلی تربیتی که بدون ذره‌ای انفعال، فرزند هزاره سوم را با ریشه‌های هویتی‌اش آشتی می‌دهد. این تازه سرفصل نخست از دفتری قطور و نانوشته است؛ زیست‌بومی که هر لایه‌اش، از هنر و ترانه گرفته تا مدارس و باشگاه‌ها،‌ روایتی شگفت از تپش زندگی در دل مقاومت دارد.

پاسخ دادن

دیدگاه خود را وارد کنید
لطفا نام خود را وارد کنید