نیت‌ها نسلی که نه شاغل است، نه درس می‌خواند و نه مهارتی می‌آموزد

0
2

فاطیما کریمی:

: جوانی معمولا با تصویر حرکت و ساختن آینده گره خورده است. سال‌هایی که انتظار می‌رود شخص درس بخواند، مهارتی بیاموزد، نخستین شغل خود را پیدا کند و به‌تدریج روی پای خود بایستد. اما برای بخشی از جوانان، این مسیر نه با ورود به دانشگاه ادامه پیدا می‌کند، نه به اشتغال می‌رسد و نه با یادگیری حرفه‌ای تازه جایگزین می‌شود. آنها در فاصله میان مدرسه و بازار کار، میان مدرک تحصیلی و مهارت کاربردی و میان خواستن و توانستن گرفتار می‌شوند، گروهی که در ادبیات جهانی از آنها با عنوان «نسل نیت» یاد می‌شود.

به گزارش آگاه به نقل از مشتلق: نیت (NEET) مخفف عبارت انگلیسی «Not in Employment, Education, or Training» است یعنی افرادی که نه شاغلند، نه در حال تحصیل و نه در هیچ دوره آموزشی یا مهارت‌آموزی شرکت می‌کنند. این اصطلاح، برخلاف آنچه ممکن است از ظاهرش برداشت شود، صرفاً به جوانان بیکار محدود نیست. فردی که شغل ندارد و در جست‌وجوی کار است، ممکن است در این گروه قرار بگیرد اما جوانی که از یافتن شغل ناامید شده و جست‌وجو را کنار گذاشته، یا فردی که به دلایل اقتصادی، خانوادگی یا سلامت روان امکان ادامه مسیر تحصیل و اشتغال را ندارد نیز می‌تواند در همین دسته جای بگیرد. به همین دلیل، شاخص نیت را نمی‌توان صرفاً با نرخ بیکاری یکسان دانست.
نرخ بیکاری معمولاً وضعیت افرادی را بررسی می‌کند که شاغل نیستند اما برای ورود به بازار کار اقدام می‌کنند درحالی‌که شاخص نیت، گروهی گسترده‌تر از جوانان خارج از چرخه اشتغال، آموزش و مهارت‌آموزی را دربرمی‌گیرد. مسئله اصلی اینجاست که قرار گرفتن در این وضعیت، همیشه به معنای بی‌میلی به کار یا تحصیل نیست. گاهی جوانی پس از سال‌ها درس خواندن، شغلی متناسب با تخصص خود پیدا نمی‌کند. گاهی هزینه رفت‌وآمد، اجاره خانه و زندگی در شهر محل اشتغال، درآمد احتمالی را بی‌معنا می‌کند. گاهی مسئولیت‌های خانوادگی یا محدودیت‌های جنسیتی مسیر اشتغال را می‌بندد و گاهی نیز فرسودگی روانی، تجربه‌های ناموفق کاری و ناامیدی از آینده، فرد را از تلاش دوباره بازمی‌دارد. در چنین شرایطی، آنچه در ظاهر به شکل بیکاری یا خانه‌نشینی یک جوان دیده می‌شود، ممکن است نتیجه مجموعه‌ای از موانع باشد که در طول زمان روی هم انباشته شده‌اند. از این منظر، نسل نیت فقط مسئله‌ای مربوط به انتخاب‌های فردی نیست بلکه آینه‌ای از وضعیت آموزش، بازار کار، اقتصاد خانوار و فرصت‌های اجتماعی است.
مسئله نیت محدود به یک کشور یا نظام اقتصادی خاص نیست. با این‌حال، میزان شیوع آن و دلایل قرار گرفتن جوانان در این گروه، در کشورهای مختلف تفاوت دارد. در اقتصادهای کم‌درآمد و با درآمد متوسط رو به پایین، سهم جوانان نیت عموماً بیشتر از اقتصادهای پردرآمد است؛ تفاوتی که اهمیت وضعیت اقتصادی، دسترسی به آموزش و ظرفیت بازار کار را در شکل‌گیری این پدیده نشان می‌دهد.

«نیت»ها، بیرون از چرخه زندگی

زنان نیت بیشتر از مردان
بررسی داده‌های مرکز آمار ایران نیز نشان می‌دهد در پایان سال ۱۴۰۲، از جمعیت حدود ۱۱ میلیون نفری گروه سنی ۱۵ تا ۲۴ سال، نزدیک به دو میلیون و ۸۲۳ هزار نفر، معادل ۲۵.۶ درصد، در گروه نیت قرار داشته‌اند.
در همین آمار، تعداد مردان این گروه حدود ۹۲۸ هزار نفر و تعداد زنان نزدیک به یک میلیون و ۸۹۵ هزار نفر اعلام شده است. بر این اساس، شمار زنان نیت تقریبا دو برابر مردان بوده است. تفاوتی که ضرورت بررسی جداگانه وضعیت اشتغال، تحصیل و مهارت‌آموزی زنان جوان را برجسته می‌کند. نرخ نیت برای سال ۱۴۰۳ نیز ۲۴.۰۳ درصد ذکر شده است.
اهمیت این آمار در آن است که موضوع به گروه کوچکی از جوانان محدود نمی‌شود. وقتی حدود یک‌چهارم جمعیت یک گروه سنی در مسیر متعارف آموزش، اشتغال یا مهارت‌آموزی قرار ندارند، مسئله از سطح تجربه فردی فراتر می‌رود و به چالشی برای سیاست‌گذاری عمومی تبدیل می‌شود. در بسیاری از جوامع، مسئولیت‌های خانوادگی و مراقبتی سهم بیشتری از زمان زنان را به خود اختصاص می‌دهد. مراقبت از کودکان، رسیدگی به اعضای بیمار خانواده و انجام کارهای خانگی، اگر بدون حمایت و تقسیم مسئولیت انجام شود، می‌تواند فرصت زنان برای تحصیل، مهارت‌آموزی و اشتغال را محدود کند.
محدودیت فرصت‌های شغلی متناسب با شرایط زنان، دشواری رفت‌وآمد، نبود امکان انعطاف در ساعات کار و فاصله میان محل سکونت و مراکز اشتغال نیز از عواملی هستند که باید در بررسی وضعیت زنان جوان مورد توجه قرار گیرند.

بازار کار کجای ماجراست؟
یکی از محورهای مهم در بررسی وضعیت جوانان نیت در ایران، فاصله میان آموزش رسمی و نیازهای بازار کار است. بخشی از جوانان، سال‌های زیادی را در مدرسه و دانشگاه می‌گذرانند، اما هنگام ورود به بازار کار درمی‌یابند که مدرک تحصیلی به‌تنهایی تضمین‌کننده اشتغال نیست.
علی رضوانی، مدرس دانشگاه، با اشاره به شمار بالای جوانان تحصیل‌کرده در میان افراد نیت و شکاف میان نیاز واقعی بازار کار و خروجی دانشگاه‌ها تحلیل کرده که به‌روز نبودن آموزش‌ها، کاربردی نبودن بخشی از مهارت‌های آموخته‌شده و نبود برنامه منسجم برای کاهش این شاخص، از جمله مسائل قابل‌توجه در این نسل است.
او معتقد است؛ این شکاف می‌تواند به شکل‌های مختلفی بروز کند. ممکن است فارغ‌التحصیل دانشگاهی برای شغلی که با رشته تحصیلی او مرتبط است، فرصت کافی پیدا نکند. ممکن است کارفرما تجربه عملی بخواهد، درحالی‌که فرد تازه فارغ‌التحصیل هنوز امکان کسب تجربه نداشته باشد. گاهی نیز فرصت‌های موجود با سطح دستمزد، شرایط کاری یا انتظارات فرد تناسب ندارند. در چنین شرایطی، تحصیلات به‌جای آنکه مسیری روشن برای ورود به اشتغال باشد، ممکن است به دوره‌ای طولانی از انتظار تبدیل شود. از سوی دیگر، اگر آموزش‌های فنی و حرفه‌ای نیز از نیازهای واقعی بازار کار فاصله داشته باشند، جوان نه از مدرک دانشگاهی خود بهره کافی می‌برد و نه از مسیر مهارت‌آموزی به شغل پایدار می‌رسد.
البته همه جوانان نیت تحصیل‌کرده نیستند و همه آنها نیز به دلیل ضعف آموزش در این گروه قرار نمی‌گیرند. برخی پیش از تکمیل تحصیلات از مدرسه خارج می‌شوند برخی به دلیل مشکلات اقتصادی امکان ادامه آموزش ندارند و برخی نیز با وجود برخورداری از مهارت، فرصت مناسبی برای اشتغال پیدا نمی‌کنند. همین تنوع نشان می‌دهد که یک نسخه واحد برای همه این افراد کارآمد نخواهد بود.
چرا برخی از جست‌وجوی کار دست می‌کشند؟
یکی از برداشت‌های رایج درباره جوانانی که نه شاغلند و نه در حال تحصیل یا مهارت‌آموزی، این است که آنها انگیزه کافی برای کار کردن ندارند. توقف جست‌وجوی شغل را نباید همیشه به معنای نخواستن کار دانست. گاهی فرد در پی یافتن فرصت مناسب است، اما بارها با موانعی مواجه می‌شود که امکان ادامه مسیر را محدود می‌کنند یا به‌تدریج انگیزه فرد را کاهش می‌دهد و او را از بازار کار دور می‌کند.
یکی از ابعاد مهم پدیده نیت، رابطه میان وضعیت اشتغال و سلامت روان است. بیکاری طولانی‌مدت می‌تواند با کاهش اعتمادبه‌نفس، احساس بی‌فایدگی، اضطراب درباره آینده و محدود شدن ارتباطات اجتماعی همراه شود. از سوی دیگر، مشکلات سلامت روان نیز ممکن است توان فرد برای جست‌وجوی شغل، حضور منظم در محیط کار یا ادامه تحصیل را کاهش دهد. این رابطه یک‌طرفه نیست. نمی‌توان گفت همه جوانان نیت به دلیل مشکلات روانی از اشتغال دور مانده‌اند یا بیکاری به‌تنهایی علت تمام مشکلات روانی آنان است.
وقتی جوانی برای مدتی طولانی از تحصیل، کار و یادگیری مهارت دور می‌ماند، ممکن است به‌تدریج ارتباط خود را با شبکه‌های حرفه‌ای و اجتماعی نیز از دست بدهد. در این شرایط، بازگشت به مسیر اشتغال تنها به پیدا کردن یک آگهی استخدام محدود نمی‌شود؛ فرد ممکن است به مشاوره شغلی، حمایت روانی، آموزش مجدد و فرصت‌هایی برای بازیابی اعتمادبه‌نفس نیاز داشته باشد. شرایط خانوادگی و اجتماعی نیز از عوامل موثر بر وضعیت جوانان معرفی شده‌اند. در مطالب گردآوری‌شده از پژوهش‌های پیشین سازمان ملی جوانان، به وابستگی بیش از اندازه برخی فرزندان به خانواده، ضعف در کسب استقلال فردی و دشواری مواجهه با مسئولیت‌های زندگی اشاره شده است. نارضایتی بخشی از جوانان از فضای خانه و ترجیح گفت‌وگو با دوستان به‌جای اعضای خانواده نیز مطرح شده است.
نقش خانواده را نیز نباید به حمایت مالی یا شیوه تربیت محدود کرد. خانواده می‌تواند در دوره بیکاری و شکست‌های شغلی، منبع حمایت و پناه جوان باشد؛ اما در شرایطی که حمایت با وابستگی طولانی‌مدت همراه شود و فرصت تجربه استقلال فراهم نشود، ممکن است ورود به زندگی مستقل دشوارتر شود.
در سوی دیگر، شرایط عمومی جامعه نیز بر امید جوانان اثر می‌گذارد. وقتی فرد با هزینه‌های رو به افزایش، دستمزدهای ناکافی، فرصت‌های محدود شغلی و آینده‌ای نامطمئن روبه‌رو است، برنامه‌ریزی برای استقلال مالی، ازدواج یا ادامه تحصیل می‌تواند دشوارتر شود. در چنین وضعیتی، انتظار اینکه همه جوانان با تکیه بر انگیزه فردی بر موانع غلبه کنند، نمی‌تواند جایگزین سیاست‌های موثر آموزشی و اقتصادی شود. انگیزه فردی مهم است، اما برای تبدیل آن به نتیجه، باید فرصت و امکان نیز وجود داشته باشد.

آسیب‌های نیت شدن 
قرار گرفتن جوانان در گروه نیت فقط به معنای از دست رفتن یک فرصت شغلی در مقطع کنونی نیست. ادامه این وضعیت می‌تواند پیامدهای بلندمدتی برای فرد و جامعه داشته باشد.
از منظر فردی، دور ماندن طولانی‌مدت از کار و آموزش ممکن است به کاهش تجربه حرفه‌ای، افت مهارت‌ها، محدود شدن ارتباطات کاری و دشوارتر شدن ورود مجدد به بازار کار منجر شود. هرچه فاصله فرد از آموزش و اشتغال طولانی‌تر شود، احتمال دارد بازگشت به مسیر معمول نیز به حمایت بیشتری نیاز داشته باشد.
از منظر اقتصادی، خروج بخشی از جوانان از چرخه اشتغال و مهارت‌آموزی به معنای استفاده نشدن از بخشی از ظرفیت نیروی انسانی جامعه است. کشور برای توسعه اقتصادی به نیروی کاری نیاز دارد که بتواند مهارت‌های خود را در فعالیت‌های مولد به کار گیرد. اگر بخشی از جوانان در دوره‌ای طولانی نتوانند وارد این چرخه شوند، فرصت کسب تجربه و افزایش بهره‌وری نیز محدود می‌شود.
این مسئله در شرایطی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که ساختار جمعیتی کشور، فرصت استفاده از نیروی انسانی جوان را در اختیار سیاست‌گذاران قرار می‌دهد. بهره‌گیری از این ظرفیت، تنها به افزایش تعداد افراد در سن کار وابسته نیست، کیفیت آموزش، تناسب مهارت‌ها با نیازهای اقتصادی، امکان اشتغال پایدار و دسترسی برابر به فرصت‌ها نیز تعیین‌کننده‌اند.
پژوهشی در سال ۲۰۲۲ درباره کشورهای شمال شرقی آفریقا، ارتباط میان بیکاری بالای جوانان و بی‌ثباتی سیاسی را بررسی کرده است. این یافته به معنای آن نیست که جوانان نیت ذاتاً مستعد رفتارهای پرخطر یا ناآرامی اجتماعی هستند؛ بلکه نشان می‌دهد محرومیت گسترده از فرصت‌های اقتصادی و اجتماعی می‌تواند در کنار عوامل دیگر، زمینه‌ساز نارضایتی و تنش شود.

یک نسخه برای همه جوانان، جواب نمی‌دهد
نیت گروهی یکدست نیست و به همین دلیل، مقابله با آن نیز به یک راهکار واحد محدود نمی‌شود. جوانی که به دلیل مشکلات مالی تحصیل را رها کرده، به حمایت متفاوتی از فردی نیاز دارد که مدرک دانشگاهی دارد اما شغل متناسب پیدا نمی‌کند. فردی که به دلیل مشکلات سلامت روان از کار دور مانده است، الزاماً با گذراندن یک دوره مهارت‌آموزی وارد بازار کار نمی‌شود؛ همان‌طور که ارائه کمک مالی به‌تنهایی نمی‌تواند مشکل نبود فرصت شغلی را حل کند.
پژوهش‌های کشورهای خارجی نشان داده، ‌نخستین گام، شناخت دقیق ترکیب این گروه است. باید مشخص شود جوانان نیت در چه گروه‌های سنی، با چه سطح تحصیلات، در چه مناطق جغرافیایی و با چه دلایلی از چرخه آموزش و اشتغال خارج شده‌اند. همچنین باید میان کسانی که به‌طور فعال در جست‌وجوی کار هستند و کسانی که جست‌وجو را کنار گذاشته‌اند، تفاوت قائل شد.
گام بعدی، نزدیک کردن آموزش به نیازهای واقعی بازار کار است. آموزش‌های فنی و حرفه‌ای کاربردی، دوره‌های کوتاه‌مدت باکیفیت، کارآموزی استاندارد و امکان کسب تجربه عملی می‌توانند مسیر ورود جوانان به اشتغال را هموارتر کنند مشروط بر آنکه این دوره‌ها بر اساس نیاز واقعی کارفرمایان و ظرفیت‌های اقتصادی طراحی شوند و به مدرکی بدون کاربرد عملی محدود نمانند.
در کنار آن، ایجاد فرصت‌های شغلی پایدار و برخوردار از دستمزد متناسب با هزینه‌های زندگی ضروری است. اگر شغل موجود نتواند حداقل‌های استقلال مالی را تامین کند، صرف افزایش تعداد فرصت‌های استخدامی لزوماً به ماندگاری جوانان در بازار کار منجر نخواهد شد.
برای زنان جوان نیز باید موانع خاص دسترسی به اشتغال و آموزش بررسی شود. تسهیل رفت‌وآمد، دسترسی به خدمات مراقبتی، امکان انعطاف در ساعات کار و توسعه فرصت‌های شغلی متناسب با مهارت‌های آنان می‌تواند بخشی از موانع را کاهش دهد؛ البته انتخاب راهکارها باید بر اساس داده‌های معتبر و شرایط واقعی هر گروه انجام شود.
از سوی دیگر، حمایت از سلامت روان و فراهم کردن خدمات مشاوره تحصیلی و شغلی نیز بخشی از پاسخ به این مسئله است. جوانی که چندین بار در ورود به بازار کار ناکام مانده است، ممکن است برای بازگشت به مسیر اشتغال به فرصتی فراتر از معرفی یک شغل نیاز داشته باشد.
در نهایت، سیاست‌گذاری درباره نسل نیت باید از برنامه‌های کوتاه‌مدت و صرفاً آماری فاصله بگیرد. کاهش واقعی این شاخص زمانی اتفاق می‌افتد که جوانان از مسیرهای قابل‌دسترس به آموزش، مهارت و اشتغال پایدار دست پیدا کنند نه زمانی که فقط تعریف آماری گروه تغییر کند یا افراد برای مدتی کوتاه در یک برنامه آموزشی یا شغلی قرار بگیرند.
آنچه این گروه را به یک مسئله عمومی تبدیل می‌کند، نه شباهت کامل تجربه‌هایشان، بلکه قرار گرفتن آنها در نقطه‌ای مشترک است. بیرون ماندن از چرخه‌ای که قرار است جوان را برای زندگی مستقل آماده کند. اگر این وضعیت به‌درستی شناخته نشود، بخشی از ظرفیت انسانی جامعه بلااستفاده می‌ماند؛ اما اگر دلایل آن تفکیک و برای هر گروه راهکار متناسب طراحی شود، بازگشت به آموزش، مهارت‌آموزی و اشتغال همچنان امکان‌پذیر خواهد بود.

کار، کار انگلیسی‌هاست!

«نیت»ها، بیرون از چرخه زندگی
اصطلاح «نیت» نخستین بار در دهه ۱۹۸۰ میلادی از سوی پژوهشگران بریتانیایی به کار گرفته شد و در سال ۲۰۱۰، به‌عنوان یکی از شاخص‌های بررسی روندهای اشتغال از سوی کمیته اشتغال کمیسیون اروپا پذیرفته شد. پس از آن، این مفهوم در بررسی وضعیت جوانان در کشورهای مختلف کاربرد بیشتری پیدا کرد.
بر اساس گزارش سازمان بین‌المللی کار، در سال ۲۰۲۳، حدود ۲۱.۷ درصد از جمعیت ۱۵ تا ۲۴ سال جهان در گروه نیت قرار داشتند. به بیان دیگر، بیش از یک‌پنجم جوانان این گروه سنی نه شاغل بودند و نه در حال تحصیل یا گذراندن دوره آموزشی.

پاسخ دادن

دیدگاه خود را وارد کنید
لطفا نام خود را وارد کنید