اول مهر فقط شروع یک سال تحصیلی تازه نیست، بازگشت به روالی است که مدتهاست دیگر برای بعضی از دانشآموزان عادی نیست. کودکانی که در سالهای گذشته گاهی با لباس مدرسه راهی کلاس شدهاند، گاهی از پشت صفحه تلفن همراه و رایانه درس خواندهاند و گاهی از مدرسه به خانه برگشتهاند، حالا قرار است از اول مهر دوباره مدرسه را تجربه کنند، اینبار با وعدهای که وزیر آموزش و پرورش داده است؛ اینکه مدارس از ابتدای مهر دایر خواهند بود و تعطیلی در دستور کار نیست، مگر آنکه اتفاق خاصی رخ دهد.
مشتلق: نسلی از دانشآموزان طی سالهای اخیر تجربه متفاوتی از تحصیل داشتهاند. شیوع کرونا نخستین و بزرگترین وقفه را در زندگی آموزشی آنها ایجاد کرد. مدارس برای مدتی تعطیل شدند و آموزش از فضای کلاس به خانه منتقل شد. بعد از آن نیز بازگشت به مدرسه همیشه به معنای بازگشت پایدار و بدون وقفه نبود. آلودگی هوا در روزهای سرد سال، بارش سنگین برف و باران، لغزندگی معابر، ناترازی برق و انرژی، شرایط اضطراری و حوادث مختلف، هرکدام در مقاطعی موجب تعطیلی مدارس یا تغییر شیوه آموزش شدند. در مقاطعی نیز برنامه امتحانات و زمانبندی آموزشی دانشآموزان تحت تاثیر قرار گرفت. در کنار همه اینها، جنگهای تحمیلی و شرایط ناشی از آن نیز تجربه دیگری از گسست در زندگی روزمره را به دانشآموزان تحمیل کرد.
به گزارش آگاه، نتیجه این وضعیت فقط چند روز یا چند هفته تعطیلی مدرسه نبود. برای بخشی از دانشآموزان، مرز میان مدرسه و خانه بارها تغییر کرد روزهایی که باید صبح زود از خواب بیدار میشدند و به مدرسه میرفتند، با روزهایی جایگزین شد که کلاس درس در خانه و گاهی در فضای مجازی برگزار میشد. به همین دلیل، بازگشت امسال میتواند برای بسیاری از آنها بیش از یک تغییر تقویمی باشد یعنی بازگشت به یک سبک زندگی منظم.
البته بازگشت به مدرسه برای همه دانشآموزان ساده نیست. کودکی که مدت زیادی در خانه و کنار خانواده بوده، ممکن است در روزهای نخست مدرسه احساس اضطراب کند. تغییر ناگهانی محیط، حضور در جمع بزرگتر، دور شدن دوباره از والدین، قرار گرفتن در چارچوب زمانی مشخص و مواجه شدن با انتظارات آموزشی میتواند برای برخی کودکان دشوار باشد.
در سالهای گذشته، بخشی از کودکان عملا به سبک دیگری از زندگی عادت کردهاند؛ صبحها دیرتر از خواب بیدار شدهاند، ساعات بیشتری را در خانه و کنار خانواده بودهاند و بخشی از ارتباطات خود را از طریق تلفن همراه و فضای مجازی دنبال کردهاند. برای برخی دانشآموزان، این تغییر نیازمند زمان است. از سوی دیگر، کودکانی هستند که ممکن است به دلیل دور ماندن از جمع همسالان، در بازگشت به فضای شلوغ مدرسه احساس راحتی نکنند. این مسئله بهویژه درباره کودکانی که در سالهای اخیر فرصت کمتری برای حضور مستمر در محیطهای جمعی داشتهاند، قابل توجه است.
مسئله دیگری که کمتر دیده میشود افت یادگیری است. در سالهایی که تعطیلیهای مکرر رخ داده، آموزش در برخی مقاطع منقطع شده و برخی دانشآموزان نیز توانستهاند با وجود برگزاری کلاس، از بخشی از فرآیند درس خواندن فاصله بگیرند. نتیجه برای برخی ممکن است ضعف در پایههای درسی باشد.
دانشآموزی که هنوز بخشی از مفاهیم پایه سال قبل را به خوبی یاد نگرفته، چگونه باید درسهای جدید را یاد بگیرد. این پرسش بهخصوص در مقاطع تحصیلی بالاتر اهمیت بیشتری پیدا میکند چون بسیاری از دروس به یکدیگر وابستهاند و ضعف در پایه میتواند یادگیری مباحث جدید را دشوار کند. باید دید دانشآموز با چه سطحی از آمادگی آموزشی وارد کلاس میشود. اگر این فاصلهها دیده نشود، ممکن است دانشآموز در ظاهر به مدرسه برگشته باشد، اما از نظر آموزشی همچنان عقبتر از برنامه درسی قرار داشته باشد.
خیابانها هم تغییر میکنند
با آغاز سال تحصیلی، تغییر فقط در خانه و مدرسه اتفاق نمیافتد، خیابان نیز شکل دیگری پیدا میکند. صبحها، همزمان با آغاز ساعت مدرسه و ساعت کاری، حجم رفتوآمد در معابر افزایش پیدا میکند. خودروهای والدین، سرویسهای مدارس، اتوبوسها و وسایل حملونقل عمومی در کنار رفتوآمد خود دانشآموزان، چهره متفاوتی به خیابانها میدهند. ساعات تعطیلی مدارس نیز همین وضعیت را تکرار میکند.
برای کودکان و نوجوانانی که بخشی از مسیر مدرسه را پیاده طی میکنند، افزایش رفتوآمد خودروها اهمیت بیشتری دارد. خیابان در این ساعات فقط مسیر عبور خودروها نیست، مسیر رفتوآمد هزاران دانشآموز است. به همین دلیل، بازگشایی مدارس نیازمند توجه همزمان به ایمنی معابر، وضعیت سرویس مدارس، توقف خودروها در مقابل مدارس و مدیریت ترافیک در محدوده مراکز آموزشی است. دانشآموز هم باید از نظر روانی برای حضور در جمع آماده باشد، ضعفهای آموزشی سالهای گذشته باید شناسایی شود، خانوادهها باید بتوانند برنامه خود را با مدرسه هماهنگ کنند، معلمان باید شرایط بازگشت به آموزش مستمر را تجربه کنند و خیابانها نیز برای افزایش رفتوآمد دانشآموزان آماده باشند.
دلتنگی برای بازی با همکلاسیها
دانشآموزان همیشه مدرسه را فقط با درس و امتحان تعریف نمیکنند. رضا، محصل پایه چهارم است که به «آگاه» میگوید: دوست دارم مدرسه دوباره باز شود چون دلم برای بازی با همکلاسیهایم تنگ شده است. او با برخی از دوستانش که نزدیکتر هستند در کوچه قرار میگذارند اما بسیاری از دوستانش را مدتهاست ندیده است.
دانشآموز دیگری میگوید دلش میخواهد دوباره در حیاط مدرسه با دوستانش بازی کند. او در مدت تعطیلی بیشتر در خانه بوده و دوستانش را کمتر دیده است. پیمان یکی از دانشآموزان پایه دوم ابتدایی با صراحت میگوید که دلش نمیخواهد به مدرسه برود؛ نه به این دلیل که دوستانش را دوست ندارد، بلکه چون دوباره باید سر ساعت از خواب بیدار شود، درس بخواند و مشق بنویسد. اما همین دانشآموز وقتی درباره دوستانش حرف میزند، نظرش تغییر میکند و میگوید اگر مدرسهها باز شوند با دوستانش درباره بازیهای جدید رایانهای صحبت میکند.
برای این گروه، مدرسه پیش از آنکه محل درس خواندن باشد، یک فضای اجتماعی است؛ جایی که دوست پیدا میکنند، با هم بازی میکنند، حرف میزنند و بخشی از زندگی روزمره خود را در کنار هم میگذرانند. این حرفها نشان میدهد یکی از مهمترین بخشهای بازگشت به مدرسه، بازگشت کودکان به جمع همسالان است چیزی که در آموزش مجازی یا ماندن طولانیمدت در خانه به سادگی جایگزین نمیشود.
البته همه کودکان با شنیدن خبر بازگشایی مدارس خوشحال نمیشوند. این تناقض شاید یکی از واقعیترین تصویرها از رابطه کودکان با مدرسه باشد. آنها ممکن است از ساعت بیدار شدن، انجام تکالیف و درس خواندن خوششان نیاید، اما در عین حال برای دیدن دوستانشان لحظهشماری کنند.
راهکارهایی برای مقابله با استرس دانشآموزان
شبنم رشیدزاده، روانشناس کودک و نوجوان: اضطراب بازگشت به مدرسه همیشه قابل جلوگیری نیست، اما میتوان با روشهای سالم شدت آن را کاهش داد و سازگاری با شرایط جدید را آسانتر کرد. بهتر است چند روز پیش از شروع مدرسه، ساعت خواب و بیدار شدن بهتدریج به برنامه مدرسه نزدیک شود. داشتن خواب کافی میتواند به تمرکز و تنظیم بهتر احساسات کمک کند. آماده کردن کیف، لباس، دفترها و وسایل مورد نیاز از شب قبل باعث میشود صبح روز مدرسه با عجله و نگرانی کمتری شروع شود. این کار همچنین احساس آمادگی و کنترل بیشتری ایجاد میکند.
لازم نیست دانشآموز از همان روزهای اول تمام درسها را با فشار زیاد شروع کند. مرور کوتاه مطالب قبلی و ایجاد یک برنامه ساده میتواند کمک کند ذهن بهتدریج دوباره با فضای درس سازگار شود. وقتی تکالیف و مسئولیتها زیاد به نظر میرسند، ممکن است فرد احساس کند از عهده آنها برنمیآید. تقسیم کردن کارهای بزرگ به چند مرحله کوچک، انجام آنها را آسانتر میکند. نگه داشتن نگرانیها برای خود همیشه بهترین راه نیست. صحبت کردن با والدین، معلم، مشاور مدرسه یا یک فرد بزرگسال قابل اعتماد میتواند باعث شود فرد احساس حمایت بیشتری کند و راهحلهای مناسبتری پیدا کند.
هیچ دانشآموزی قرار نیست همیشه کامل باشد یا در همه درسها بهترین عملکرد را داشته باشد. اشتباه کردن و نیاز داشتن به زمان برای یادگیری، بخش طبیعی فرآیند تحصیل است. فعالیتهایی مانند نفسهای آرام و عمیق، کمی کشش بدن، پیادهروی، گوش دادن به موسیقی آرام یا چند دقیقه استراحت میتواند به کاهش تنش کمک کند. صحبت کردن با دوستان و داشتن ارتباط اجتماعی سالم میتواند بازگشت به مدرسه را دلپذیرتر کند. حتی یک گفتوگوی کوتاه با یک دوست میتواند احساس تنهایی و نگرانی را کمتر کند. به جای تمرکز کامل روی چیزهایی که ممکن است نگرانکننده باشند، میتوان به بخشهای مثبت سال جدید هم فکر کرد؛ مانند دیدن دوستان، یاد گرفتن مطالب جدید، شرکت در فعالیتهای مورد علاقه و تجربه کردن اتفاقات تازه.
اگر اضطراب آنقدر شدید باشد که زندگی روزمره، خواب، درس خواندن یا حضور در مدرسه را بهطور جدی مختل کند، بهتر است دانشآموز موضوع را با یک بزرگسال قابل اعتماد و در صورت امکان یک متخصص سلامت روان در میان بگذارد. کمک خواستن نشانه ضعف نیست، بلکه یکی از راههای مراقبت از خود است. بازگشت به مدرسه فقط به معنای باز شدن دوباره کتابها و شروع کلاسها نیست بلکه بازگشت به مجموعهای از مسئولیتها، روابط اجتماعی، برنامههای روزانه و انتظارات جدید است. به همین دلیل، طبیعی است که بعضی از دانشآموزان در روزهای نزدیک به شروع مدرسه احساس نگرانی یا اضطراب کنند.
بازگشایی مدارس، یک اتفاق خانوادگی است
تا پیش از شروع مدرسه، خانوادهها در بسیاری از روزها آزادی بیشتری در تنظیم برنامه روزانه دارند. اما با آغاز سال تحصیلی، ساعت خواب، وعدههای غذایی، رفتوآمد، خرید، کار والدین و حتی برنامه تفریحی خانواده تحت تاثیر ساعت مدرسه قرار میگیرد. خانواده باید تصمیم بگیرد کودک چه ساعتی از خانه خارج شود، چه ساعتی به مدرسه برسد، چه زمانی برگردد و اگر والدین شاغل هستند، در فاصله پایان مدرسه تا بازگشت آنها به خانه چه کسی مراقب کودک باشد.
لبـــاس فــــرم یکــــــی از اولـــین هزینههاست. بعد نوبت به کیف و کفش و لوازمالتحریر میرسد و برای خانوادههایی که فرزندشان مسیر طولانیتری تا مدرسه دارد، سرویس مدرسه نیز به این فهرست اضافه میشود. به این ترتیب، بازگشایی مدارس در واقع بازگشت یک ساعت رسمی به خانه است، ساعتی که همه اعضای خانواده باید خود را با آن تنظیم کنند. این تغییر برای والدینی که شاغل هستند، جدیتر است.
ملیحه مادر دو دختر دبستانی است که به سر کار میرود و باز شدن مدارس دغدغه او را بابت نگهداری از فرزندانش بیشتر میکند. او میگوید: همیشه این موضوع که بعد از ساعت تعطیلی مدرسه، بچهها به خانه مادربزرگشان بروند یا سرویس آنها را به خانه ببرد و از خواهرش برای نگهداری آنها کمک بخواهد؛ باعث اضطرابم است. اما احسان که در مدرسه پسرانه معلم است، از اینکه به مدرسه میرود و از خانه به محل کار جابهجا میشود خوشحال است چون لازم نیست در خانه کلاس آنلاین برگزار کند. این مسئله نشان میدهد نظام آموزشی فقط با دانشآموز و معلم سر و کار ندارد بلکه یک خانواده باید برنامه زندگیاش را با تقویم مدرسه تنظیم کند.
بازگشت دانشآموزان داغ دیده به شجره طیبه

قرار است برای کودکان میناب هم در روز اول مهر مراسمی برگزار شود. به گفته منوچهر ضیایی، مدیرکل آموزش و پرورش استان، زنگ مهر امسال با حضور حدود ۲۴۰ دانشآموز در مدرسه جدید شجره طیبه به صدا درمیآید. اما حتما برای دانشآموزان میناب این روز تلخ با شادی همراه نخواهد بود. آنها قرار است به مدرسه شجره طیبه تازه ساخت بروند اما بدون حضور همکلاسیهایشان. مگر میشود از یاد ببرند روز نهم اسفند ۱۴۰۴ چه بلایی به سر مدرسهشان و ۱۶۸ نفر از همسن و سالانشان، معلمان و کادر مدرسه آمد؟
پشت زنگ مدرسه، خاطره صبح ۹ اسفند ۱۴۰۴ قرار دارد، در آن روز، دانشآموزان در کلاسهای درس. عمق فاجعه زمانی بیشتر آشکار شد که عملیات آواربرداری و شناسایی پیکرها هفتهها و ماهها ادامه پیدا کرد و بخشی از قربانیان به دلیل شدت تخریب، بهسختی قابل شناسایی بودند. مدرسهای که حالا قرار است ۲۴۰ دانشآموز را برای آغاز سال تحصیلی جدید در خود جای دهد، هنوز بخشی از حافظه تلخ میناب را با خود حمل میکند. از یک طرف صدای زنگ مهر و حضور دوباره کودکان در کلاسهای درس شنیده خواهد شد و از طرف دیگر، جای خالی دانشآموزانی که دیگر به مدرسه بازنمیگردند.




















