دکتر نگو فرشته!

0
109
پیدا کردن مطب دکتر سیده عظمت اسلامی کار سختی نیست. سراغش را که از اهالی بگیری، احترامتان می‌کنند و تا نزدیکی ساختمان پزشکان بدرقه می‌شوید. بیمارانی که گاهی به جای حق ویزیت، برای تشکر از خانم دکتر، آش رشته و سبزی پاک کرده می‌برند.
به گزارش مشتلق، فارس نوشت؛ وارد مطب که می‌شوم از ازدحام بیمارانی که در صف انتظار ایستاده‌اند جا می‌خورم. بعضی‌هایشان سرپا ایستاده‌اند، بااین‌حال نک و ناله و شکایتی در کار نیست. نقل کلامشان خوبی‌ها و پیگیری‌های خانم دکتر محبوبشان است. در اتاق که باز می‌شود خانم دکتر از جا بلند می‌شود. لبخند پت و پهنی می‌زند. وقتی به‌صورت رنجور مریض‌ها نگاه می‌کند چشم‌هایش هم به خنده می‌افتند انگار. دست‌هایش را پیش می‌برد و به مادری که نگران حال بچه کوچکش است دست می‌دهد و او را کنار خود می‌نشاند. اینجا خبر از خودکار و نسخه‌ای که با سرعتی سرسام‌آور پر شود نیست. دکتر اسلامی به‌صورت مادر بیمار زل زده و با همان لبخند کش‌دار کلماتش را می‌نوشد انگار. حرف‌های مادر که تمام می‌شود تازه نوبت به معاینه می‌رسد. خیالش از این سر حوصله کار کردن راضی است. روی برگه‌ای در سالن انتظار نوشته‌شده: «بیمار گرامی لطفاً شکیبا باشید، همین زمان برای معاینه شما صرف خواهد شد.»
هم‌سفره‌شان که می‌شدیم دنیا را به آن‌ها می‌دادند
از همان نخستین ویزیت‌ها بود که دکتر اسلامی محرم دل و رازهای اندرونی خانه‌های بیمارانش شد. خودش می‌گوید آن موقع داشتیم درس‌هایی که از اساتیدمان گرفته بودیم را پس می‌دادیم. آن نسل از استادها که یادشان گرامی باد همیشه می‌گفتند آبروی بیمار آبروی شماست و اگر بیمار نیازمندی به شما رو آورد طوری رفتار کنید که به خاطر نداری‌اش شرمنده شما نشود: «یادم می‌آید نزدیک اذان یکی از روزهای ماه مبارک رمضان به ما اطلاع دادند در روستایی به حضورمان احتیاج دارند. با بالگرد خودمان را به روستا رساندیم. منزل بیمار خانه محقری بود و تعداد زیادی بچه بدو نیم قد در آن کنار هم چمباتمه زده بودند. اتاق‌ها فرش نداشت. کف اتاق مقوای کارتن پهن کرده و رویش ملحفه انداخته بودند. بعد از ویزیت بیمار سفره افطار انداختند. غذایشان شیر بود. نان را در آن می‌ریختند و می‌خوردند. کنار من از غذایشان شرم داشتند و این از گرفتگی چهره زن خانه پیدا بود. به آن خانم گفتم من روزه‌ هستم. اجازه می‌دهی کنار بچه‌هایت افطار کنم. دستپاچه شد. خیلی زود پتوی نرمی که در خانه داشت را کنار سفره انداخت تا رویش بنشینم. انگار دنیا را به او داده بودند.از این‌که می‌توانست با دست‌خالی از من پذیرایی کند حال خوشی داشت. بعدازآن افطاری‌های رنگارنگ زیاد دیده و خورده‌ام، اما آن افطار، کنار بچه‌های شیرین‌زبان آن زن روستایی از خاطرم نمی‌رود.»
کاهش هزینه درمان با تشخیص درست
دکتر سیده عظمت اسلامی تخصص پوست دارد اما هنوز به‌عنوان پزشک داخلی مورد مراجعه بیماران بیشماری است. حوصله او در گوش دادن به روایت بیمار از مشکلاتش باعث تشخیص‌های درستی می‌شود و همین باعث شده بارها به‌عنوان پزشک نمونه کشور موردتقدیر قرار بگیرد: «بارها پیش‌آمده که بیماری با ۳ کیسه دارو به من مراجعه کرده و هنوز از درد شکایت داشته است. وقتی به حرف‌هایش با دقت گوش می‌کنم به او اطمینان می‌دهم که این حجم از دارو باعث ایجاد مشکلات دیگر می‌شود. استاندارد مصرف دارو برای هر بیماری ۳ قلم است. متأسفانه ما در کشورمان به‌طور بی‌رویه‌ای دارو استفاده می‌کنیم. وقتی خانمی برای سرماخوردگی کودکش به من مراجعه می‌کند به او اطمینان می‌دهم کودکش نیازی به آنتی‌بیوتیک ندارد اما اگر بعد از دو روز با همین داروها خوب نشد بدون حق ویزیت او را می‌پذیرم. نتیجه این صحبت‌ها نوعی اعتماد بین پزشک و بیمار ایجاد می‌کند.» اسلامی گریزی هم به معضل تحریم دارو می‌زند و می‌گوید تنها با همدلی می‌توانیم از این مرحله عبور کنیم: «با همین فرهنگ‌سازی‌ها و دوری از خودخواهی می‌توانیم بحران مصرف بی‌رویه دارو را رفع کنیم. در بسیاری از روستاها مردم از ابتدایی‌ترین داروها محروم هستند و این در حالی است که در شهرهای بزرگ دورریز دارو داریم. اکنون‌که دارو هم جزو اقلام تحریمی قرارگرفته است بیشتر از همیشه باید در این زمینه احساس مسئولیت کنیم. حتم دارم با همدلی و راهنمایی‌های درست همکارانم مصرف دارو در کشورمان می‌تواند به استاندار جهانی که ۳ قلم دارو برای بیماری‌های غیر خاص است برسیم.»
همیشه در دسترس است
فریده میکائیلی از بیمارانی است که شماره تلفن همراه خانم دکتر را دارد: «هیچ تکبری در رفتار ایشان نیست. شماره‌ای را برای بیمارانشان در نظر گرفته‌اند و به‌این‌ترتیب در هر ساعت از شبانه‌روز حتی زمانی که مشغول استراحت هستند در دسترس هستند. اعتمادی مثال‌زدنی به بیمارانشان دارند و ما هم قدر ایشان را می‌دانیم.»

پاسخ دادن

دیدگاه خود را وارد کنید
لطفا نام خود را وارد کنید